داستان کوتاه مردی داخل چاله

گفتگو ، بحث و تبادل نظر در مورد مطالب جالب و خواندنی

مديران انجمن: asall, mehrad, arshad

داستان کوتاه مردی داخل چاله

پستتوسط arminkhan » چهارشنبه آبان ماه 6, 1388 11:33 am

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...



یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!



یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!



یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!



یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!



یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت!




یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!



یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!



یک تقویت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!




یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!



سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!



جمله روز : آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند . جرج برناردشاو
arminkhan
(مدیریت کل سایت)
(مدیریت کل سایت)
 
پست ها : 153
تاريخ عضويت: چهارشنبه شهريور ماه 3, 1388 12:00 am
محل سکونت: تـــــهــــران
کرده تشکر: 2 بار
شده تشکر: 5 بار

بازگشت به مطالب جالب

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان

cron