توسط mehrad » پنج شنبه شهريور ماه 18, 1389 4:45 pm
فرهنگ لغت ایرانی : گه نخور : اجازه بده من اول حرف بزنم . گه بخور : لطفا اول شما صحبت کنید . گه خوردی : با نظر شما مخالفم . گه مفت : اضهار نظر نفرمایید .گه : با شما هستم . هیچ گهی نیستی : هنوز به کسب تجربه نیاز داری .چه گهی هستی : ببخشید شما ! . هرگهی میخوری بخور : هر طور مایلید تصمیم بگیرید
ياد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مىداد و مرا به فروشگاه مىفرستاد و من با ٣ کيلو سيبزمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخممرغ به خانه برمىگشتم. اما الان ديگه از اين خبرها نيست. همه جا توى فروشگاهها دوربين گذاشتهاند ...!